گناه بزرگ

 

 

گنـاه ِبزرگیست عـاشق شدن

 و در باغ دنیــا شقــایق شدن

برای رسیدن به ساحل، گهی

به سمت ِدل ِدوست قایق شدن

حقیقت،نگـاه ِقشنـگ ِشماست

و مسـت ِشـراب ِحقـایق شدن

در آغــوش ِباز ِیکی پنجــره

تو باشـی و محـو ِدقایق شدن

به دیوانگی میزنم خویش را

گنـاه بزرگیست عاشـق شدن

 

 

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
شیدا

سلام شعر خیلی قشنگیه بله گناه بزرگیست عاشق شدن ............................ چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی چه قدر هم تنها خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی ...............عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد و چه فکر نازک غمناکی و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه آنهاست نه وصل ممکن نیست همیشه فاصله ای هست اگر چه منحنی آب بالش خوبی است برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر همیشه فاصله ای هست دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد ... [گل]