گفتم که عشق با تومثل می شود نشد

 

 

گفتم که عشق با تومثل می شود نشد

کام مرا دوباره عسل می شود نشد

رفتی دلم به آتش قهرت بسوختی

قهرت به مهروعشق بدل می شود نشد

مهر من و تو در همه آفاق، داستان

یا شهره ی تمام ملل می شود نشد

گفتم به این روش که ببردی دل مرا

مجنون این زمان دغل می شود نشد

شعری که شاعر نگهت خواند بر دلم

هم عاشقانه ترین غزل می شود نشد

این دل –دلی که برسرپیمان عاشقیست-

رسوا به شهرو کوی ومحل می شود نشد

دانی که روزه دارم و افطار، بوسه ای...

بگشای لب که وقت عمل می شود،نشد؟!!

 

 


/ 0 نظر / 15 بازدید