حسرت

شبنمی

صبحدم از گونه گل

 بوسه می چید و

                      آه خورشید

از فراز سر حسرتکده هستی

محو می کرد اورا

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدعلی شمسی

سلام روز بخیر کلیه مطالب وبلاگتون خوب و قشنگه من دوست دارم با شما تبادل لینک کنم نظر شما چیه خدانگهدار

فرشته

سلام بر شما دوست خوبم ممنون که گران من هستید حالم که خوب نیست ولی از دیدن این همه محبت واقعا میگم که بهتر میشم امروز امتحان داشتم و نرفتم بدم خیلی خوشحالم که دوست خوبی مثل شما دارم [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] راستی نمی دونم چرا وقتی شما برای من نظر می زاری مستقیم نمی تونم وارم وب لاگ شما بشم و باید اسم شما رو تو گوگل وارد کنم تا به وب لاگتون سر بزنم [ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]

فرشته

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

فرشته

[تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید][تایید]

فاطمه

تا یاد تو در این غزل ساده جان گرفت در راه شام باز دل کاروان گرفت یخ زد فرات علقمه در خاک و خون تپید مشک تو با سکوت بیابان زبن گرفت وقتی شکاف ماه تو را بوسه های تیغ خورشید آسمان عطش ناگهان گرفت بر گرد از فرات که مانند خیمه ها در حسرتت دوباره دل کودکان گرفت آقا تو ماه بودی و مولات آسمان آخر تو را چگونه شب از آسمان گرفت سپاس از حضورتان از لابه لای خطوط احساستان زیبا تراوشات ذهنتان را مینگارید .... التماس دعا یا علی [گل]

رندانه

سلام و عرض ارادت سید...... لطف کردی که امدی و خواندی و گفتی.... ممکنه ....البته اگر ممکنه .....در مورد حروف اضافه که گفتید مثل(که ،و، را) در شعر بیشتر توضیح بدهید.... ... این شعرتون هم زیباست...مثلا همینجا شما کلمه ی و را چگونه ماهرانه اتصال دو جمله کرده اید... سرفراز باشی یا علی[گل]

mahtab & h@med

سلام خوبی. زیبا............بود قصه های خوب برای بچه های خوب................[چشمک]

آمد

دوست نادیده ام سلام .ممنون که آمدی و ارج می نهم هم اندیشیت را . و در هرجای این جهان باشید به شما و دیگر وبلاگنویسان که در حفظ نام ایران و تمدنش می کوشند دست مریزاد می گویم.و اگر شد به حتم گزارش جلسه را در وبلاگ می گذارم تا شما هم در چند و چون جلسه قرار بگیرید . پاینده باشید.

فاطمه

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظارجمعه ام دوباره صبح ظهر نه ! غروب شد نیامدی اللهم عجل لویک الفرج ممنون از حضور سبزتون [گل]