سلام خواهرخورشید حضرت مهتاب

 

 

 

 

سلام خواهرخورشید حضرت مهتاب

سلام آینه ی عشق خواهر ارباب

سلام تشنه ترین خواهر همه تاریخ

سلام خواهرلب تشنه گان برلب آب

سلام مادر یک قافله اسیر بلا

سلام قافله سالار خیمه های خراب

سلام زن که به مردیت کم جهان دیده

سلام شیرزن کربلای پرتب وتاب

اگر به شام بسی رنج دیده ای اما

به سحرناب کلام تو شام غرق عذاب

تویی شفیعه محشر و دشمنان توأند

چه شرمسار زاعمال خویش یوم حساب

سپید گشته در آن روز گیس زیبایت

که دیده ای شده ریش حسین زخون خضاب

ندید ملک ری و خوارگشت شمرلعین

ذلیل گشت همه عمر ِخویش آن کذاب

نه شمرماند نه خولی نه بن زیاد ویزید

ولی به پاست به عالم خیام پور تراب

پس از هزار و چهارصد سال نام حسین

درون سینه آزادگان شده است به قاب

درون سینه ی عشاق کربلا جاریست

شمیم مهرحسین و گلوی طفل رباب




/ 0 نظر / 14 بازدید