به مناسبت روز قدس وبه امید روزی که سوار ِسرخن ِصبح بیاید وآزادی قدس ارمغان حضورش باشد انشاءالله:
ای قدس ِدرانتظار اومی آید
ای قبلــــه یادگــاراو می آید
تاآنکه رهاکند زبندت روزی
با دُلدُل وذوالفقار او می آید
***
ای قدس دوباره می کند آبادت
او می بینـد،می شنـود،فریادت
آن روز که وعده حقیقی برسد
می آید و می کند زبنــد آزادت
***
ای قدس قرار ِصبح را می بینی
آن آینــــه دار ِصبح را می بینی
شب می رود، آفتـــاب برمی آید
آن روز سوار ِصبح را می بینی
***
این بـــذر به بار می نشینـــد روزی
درآتش اگرچه این زمان می سوزی
خود میــدانی که او می آید، زین رو
برپنجره چشم خویش را می دوزی
***
ویک رباعی تقدیم به انتفاضه:
باسنگ به جنگ ِ فتنه رفتن دارد
آن فتنـه که برتن ِ خود آهن دارد
امــروزه و با فلاخـــن ِ داوودی
پیشــانی جالوت شکستــــن دارد!!!
نکته:
اسب« سرخن» درزبان لری به اسب سپید گفته می شود.


نظرات () لینک مطلب