وقتی دل من شور اقیانوس می گیرد

حال وهوای کوچه های توس می گیرد

درابتدای صحن چشمان تو می آید

ازآستانت اذن یک پابوس می گیرد       

درآستانت مثل آهوغرق حیرانی 

این دل دل بیچاره ی مأیوس می گیرد

ازبارگاه خواهر معصومه ات درقم

اذن زیارتخوانی مخصوص می گیرد

سرشاردرد وحسرت ازفرط پشیمانی

دل حال آه وآوخ وافسوس می گیرد  

حالی به حالی می شود تاازضریح تو

این دل دل دیوانه ام یک بوس می گیرد      

درکلبه ی دل می نهدپا تاخیال تو

درمحضرتواین دلم محسوس می گیرد

فانوس دریاییست آن گنبد برای ما

تامی شود دل دورازاین فانوس می گیرد