آقاسلام آمده ام تا رضا کنی

این دل،دلم به داروی عشقت دواکنی

آقاسلام آمده ام پای بوس تو

روشن کند شب ِدلم شمس الشموس تو

آقاسلام ضامن آهوی عاشقی

من آمدم به کوی شما،کوی عاشقی

من آمدم وعشق ترا جار میزنم

جار،عشق ِتو دراین دل بیمار میزنم

این دل دلی که آهوی کوی شما شده است

سرگشته ،مست وواله روی شما شده است

این دل دلی که مست شده ازسبویتان

آقاببین ! زدست شده ازسبویتان

آقادلم به  عشق شما مبتلا شده است

او مبتلای گوشه چشم شما شده است

آقاخراب شد دل ِمن ازنگاهتان

شرمنده است از تو و ازروی ماهتان

 دادی شراب ِعاشقی ومست شد دلم

دربارگاه ِچشم ِتو ازدست شددلم

آقاغریب، این دل دیوانه منست

محتاج ِسیب، این دل دیوانه منست

سیبی زدست باز شما می کنم طلب

ازبارگاه ِنازِ شما میکنم طلب

..........

نکته:این شعرفی الحال سروده شده وتقریرگشته است.