آنروز

اسماعیل بود

وابراهیم

امروز علی اصغر

 وحسین

 آنروز ابراهیم

« خدا » را

 دوست می داشت

اما امروز

دوست داشتنی

 « حسین » بود

 باتمام هستیش

ومی بایست

زینب می ماند

و « خدا »

 این را میخواست

باهمه دوست داشتنش

ومَن عَشَقتَنی

عَشَقُتَه

ومَن عَشَقُتُه

قَتَلتُه

واین بود

نهایت

عشق

وعاشقی

وعاشق

این را میخواست 

سری برنیزه 

یعنی من هستم

و « خدا «

میخواست خودی نشان بدهد

 وچه آیتی  بهترازاین؟!!!