«این ماجرا روزی به پایان می رسد ...مردی»  ازعلیرضا حکمتی

 

 

این ماجرا روزی به پایان می رسد اما...

پرچم به دست اهل ایمان می رسد اما...

دستی زغیب آید برون یک صبح نورانی

خورشیدصبحی پرتوافشان می رسداما...

در خشکسال این کویر تفته ی دنیا

از ابرهای عشق باران می رسداما...

دنیای سرشارازجهالت ،ظلم ،ویرانی

باگامهای او به سامان می رسد اما...

موسی می آید باچراغ ماه دردستش

دولت به دست آل عمران می رسد اما...

قرآن ناطق می گشایدلب سحرگاهی

نوبت به ختم کل قرآن می رسداما...

اسرار عالم می شودفاش ازحضوراو

وقت کمال نسل انسان می رسد اما...

روحی دمیده می شوددرجسم انسانها

آید مسیحا درد درمان می شود اما...

هرروز با یک ماجرا گر می شود آغاز

این ماجرا روزی به پایان می رسد اما...