شده چشمان دل من به حرام آلوده

دل من کرده دوچشم توبه جام آلوده

کردم افطار ز لعل لب نوشین شما

گفت گشتی تودراین ماه صیام آلوده

توبه کردم که به چشم تو نگاهی نکنم

باز شد پنجره شد این دل خام آلوده

هرکجا می روم آخر تو به دنبال منی

می کنی طفل دلم را تو مدام آلوده

صبح بود آمده بودم که سلامی بکنم

آخرالامر نمودیم به  شام آلوده

پیش چشمان تو لکنت به زبانم افتاد

دل شد ازنشئه ی آن سحرکلام آلوده

ننگ دل باد اگر از تو دمی دل بکند

یا شود باز دل من به  حرام آلوده