ای نرگسی ترین گل از باغ خالقم

من سالهاست برتو وچشم تو عاشقم

ازبس که داغ دیده دلم درفراق تو

گویند جنس لاله و نسل شقایقم

کی می شود بیایی درمان کنی دلم

کی می کنی زدرد،طبیبانه فارغم

مانند طفلکی که گم کرده مام خود

هرلحظه من به دیدن روی تو شایقم

من شیعه ی دوچشم توأم سالهای سال

کی فکر می کنی تو که درعشق بالغم

ازبس که چشمهام به راه توخون گریست

رسوای عام وخاص تمام خلایقم

هرکس به ظن خود سخنی گوید ازشما

کی شرح می دهی تو تمام حقایقم

دلبستگی به چیست نبینم رخ ترا

بازآ رهان هماره زبند علایقم

تنهاامید ِهرچه درعالم امیدوار

افتاده ام به دریا بشکسته قایقم

عشق منست دیدن روی گل شما

ای نرگسی ترین گل ازباغ خالقم