گل نرگس بوین تِه حال وروزُم

بـِوین تِه لحظه های ساز وسوزُم

ندارُم هیچ کاری سالهاییست

جزاینکه چشم برراهت بدوزُم


*** 

گل نرگس خیال خال کردُم
شمارش ماه وروز وسال کردُم
نـَیومَی جز به باغ خاطر مُو
ازینرو باخیالت حال کردُم


*** 

همه سردرگریبانند بی تو
اسیرسوز حرمانند بی تو
گل نرگس بیااین جمعه درباغ
که گلها جمله پژمانند بی تو

 

 

 

پ.ن :

نـَیومَی = نیامدی