سـر کــوه بلنـــدی داد می زد
تمــام عشــق را فریاد می زد
دل من بود ونقش روی شیرین
به نوک تیشه ی فرهاد می زد
***
ســر کــوه بلنـدی یار طناز
نگار نازنین در پرده ی ناز
به آواز خوشی می خواند این پند:
«کبوتر با کبوتر باز با باز»
***
ســـرکــوه بلنــدی داده بر باد
دوزلفون راپری رویی پریزاد
تو گویی که دل من بود آنچه
درآن لحظه پری برباد می داد