آفتـــابی می شـــــوی کی آفتاب من؟!

می دهی پایان شبان اضطراب من

آفتــابی می شوی کی ؟ تا بشویم تن

دربلــور نـور چشمانت، شهاب من

سایه سارم می شود کی گیسوان تو؟

می شود آغوش توآرامگاه التهاب من

کی به پایان می رسدآن وعده ی موعود

کی می آیی می نشانی آب وتاب  من

نیست خوشبوترزتو،آی ای گل  نرگس

گشته ای زینـرو تو تنها انتخاب  من

من همیشه خواب می بینم تو می آیی

تاسپیده ی-صبح صادق توبه خواب من

می گشـــایم از بـرایت  عقـده ی دل را

تو!، بیـایی، میکنی امضــا کتاب من؟!

تاظهور چشمهایت درکناره پنجره آری

می نشینم زیربیدعاشقی ای درحجاب من

پرده رایکسو بزن یکسو که مشتاقم

تا که بگشــایی نقابت درجواب من

حجم قاب قلب من خالیست ،می دانم

تو ، می آیی می کنی پُر حجم قاب من

***

آه ای سرشـار نـور از دور می آیی

خواب دیدم درشبی ای نور ناب من