به ظهرجمعه جونـُم بر لب اومد

ز ِسر تا پایم ازشوقِت تـب اومد

گل نرگس نشستـُم سخت مشتاق

به راهت منتظر،دیدم شـب اومد

*** 

بگشتـُم سالهادردشت وهامون

بیابـون در بیابـون در بیابـون

به بویت اومدُم تا جمکران هم

ندیده روی تو گشتـُم پریشـون

***

شب چارشنبه،وعده جمکران بی

همی دونـُم که وقت امتحان بی

ســر ِوعـده نیومد نرگس مست

دل دیــوونــه ام آتشفشـــان بی