نموده اند سخن راچو ساز طوطیها

زبان به طعنه گشودند باز طوطیها

چوشغل غازچرانی شده است رسم ببین

در آمدند به اشکال غازطوطیها

کلاغها که به روی درختها دیدند

به قار و قار فتادند باز طوطیها

چراچنین شده رسم جهان که میخوانند

به جای دیگرمرغان به نازطوطیها

چه شدکه صوت خوش الحان خویش گم کردند

ونیست لهجه شان دلنواز طوطیها

پرنده گفت :به آواز ... هیس می دانی

که با کنایه بگویند و رازطوطیها

به هرزبان که بگویند بازآزادند

گرفته اند جــواز ِمجاز طوطیها

گشود لب به سخن مرغکی به گوشه باغ

زبان به طعنه گشودند باز طوطیها