اسم من چفیه است

یادگار ِروزهای جبهه ام

یادگار ِروزهای عاشقی

روزهای لایقی

یادگارروزهای جنگ

روزهای رفته ی قشنگ

*

افتخارمی کنم

که عرق

ازجبین ِخاکی بسیجیان سِتُرده ام

گاه ِحمله

زیر ِهُرم  ِآفتاب ِظهر ِجنگ

اسم من چفیه است

من ،چقدر ، افتخارمی کنم

دورگردن بسیجی جوان

گاه ِحمله گشته ام

بوسه برگلوی هرکدام  ِازبسیجیان زدم

زخم بند ِبازوی بسیجیان شدم

بوبکن مرا

ببین چقدر!!

بوی عطر ِآشنای جبهه می دهم

بوی عطر ِگردن  ِبسیجیان ِخسته را

بوی پاره های یک دل ِشکسته را

بوی لاله های پرپر ِ به خون نشسته را

بو بکن مرا

بو بکن

اسم من چفیه است.