میتوان ریــش داشت عاشق شد

نام درویــــش داشت عاشق شد

میتوان در میان کوچه شـــــوق

وعــده ازپیش داشت عاشق شد

مثل زنـــبور لای برگ گلـــــی

گاه هم نیـــش داشت عاشق شد

میتوان شــــاد بود سالها الکــی

یا که تشویش داشت عاشق شد

 


مثـــــل یک روســــتایی ســـــاده

گله ای میـــــش داشت عاشق شد

گــــــاه رازونــیاز بامعشـــــــوق

حرفی ازخویش داشت عاشق شد