اگرکه عشق نباشد بهاربی معناست

درون ِپنجره ها،انتظار بی معناست

ندارم ازخودم ای خوب اختیاری،چون

برای عاشق تو اختیـار بی معناست

همیشه عشق ترا جار میزند دل ِمن

که عاشقان تراعیب وعاربی معناست

چوبیقراری دل دید دوش،گفت کسی

که حرف ِفاصله،یعنی حصار،بی معناست

به دوش ِخویش کشم دارِعشق را،عمری

بدون میثم تمــار، دار، بی معناست

امید ِآمدنت را در این زمانه سرد

عزیز ِروز ِقرارم،قراربی معناست

تواعتبار منی درگذار فصل بلوغ

بدون عشق توأم اعتبار بی معناست

نیایی ارتودراین فصل، باغ میمیرد 

بدون ِ نام ِتوحرف ازبهاربی معناست