ای نگاهت آسمــــــــانــی آب می خواهم

خویش راباجرعه ای سیراب می خواهم

گشته گلـــــــدان دل من سالهــــا خالـــی

بهــراین گلــــدان گلی شاداب می خواهم

سینه ام بی عشق تو گردیده چون مرداب

آی خورشیدیترین خشکیده این مرداب می خواهم

در شب بختــــم که باشدآسمــــــــان ابری

روی زیبای ترارسواگرمهتاب می خواهم


محو شـــددر قاب چشــــــــم کال من عکست

عکس نازت باردیگرزیورآن قاب می خواهم

بیقــــــرار دیدنت در ابــــتدای کوچه می مانم

گونه رادرانتظاربوسه ای بی تاب می خواهم

من که می دانـــم تو می آیی همیــــن نزدیک

درشلال سایه گیسوی نازت خواب می خواهم

آی ابر آسمــان عاشقی پس کی تو می باری؟

چون کویری تشنه ام،خشکیده ام _من_آب می خواهم