درحنجره بغض عاشقی چند شکفت

در سینــه نهال سبــز پیــوند شکفت

می خواند زبام نورخورشیدچوصبح

در باغ دلــم غنچــه لبخنـــد شکفت

***

درباغچه مان شکفت خرمن خرمن

آلالـه و یاس و لالـه ،دامــن دامــن

می خواند چکاوکی سحر، گاه فلق

برخیــز ، که شد بهار، بهمن بهمن