علی اسطوره ای بس بی نظیره
پس از احمــد به عالــم او امیره
زعشق اوست بعداز چارده قرن
دل ِهــــر شیعــه دریای غدیـره
***
غدیره چشمه ی ناب سعادت
تجلــی گاه ِ اکمــال ِ رسـالت
غدیره اشک ِشوق ِشیعه ی او
غدیــره کوثــر ِاهــل ِ ولایت
***
چه گویم تشنه ی آب غدیرم
خدا میــدونه بی تاب غدیرم
هزارو چارصد سالست بی شک
منم من شیعه سیراب غدیرم
***
درون سینه حک،مَن کنتُ مولاست
ودر گــوش فلک مَن کنتُ مولاست
برای شیعــه ی او ، گفت احمــد(ص)
فقط سنگ محک مَن کنتُ مولاست
***
ببین عشق علی درسینــه دارم
ازعشق اوست کاین آئینه دارم
خدا میــدونه از جام غدیـــره
به دل گــر مستی دیرینه دارم
***
علی جانم علی جانم علی جان
علی آیینـــه ی هــر اهل ایمان
محمد(ص) گفته: اوقـرآن ناطق
خدایش خوانده او الگوی انسان
گل نرگس که با ما سرگران شد
تو گویـی آسمــان نامهــربان شد
وزید از سمت دیگــر باد ِپاییــز
تمــام ِ باغ ، تـاراج ِخـــزان شد
می خواهم امشب شاخه نیلوفرم باشی
دریای دل طوفــانی و تو دربرم باشی
می خواهم امشب پیچک عشقم شوی،زیبا
پیچیـــده رویایی گلی برپیکـــرم باشی
کافرشدم دراین جهان وزاین همه نیرنگ
تو میشـــود زیبا خــدای دیگــرم باشی
تابـِگــروم بر دین تو درآستان عشق
می آیی آیا امشبــی پیغمبـــرم باشی؟
درتیه ِسرگردانی ام، تو می شود آیا
درطــورعشقـت آه نور ِباورم باشی؟
باشعله ی چشمت زنی برسینه ام آتش
خودهم دمی آتش نشان اخگرم باشی
من سوختم من سوختم من سوختم تاتو
باز آیی وُ مثل طبیبی برســـرم باشی
باورکن این دل این دلم دریاست طوفانی
می خواهم امشب شاخه نیلوفـرم باشی
نموده اند سخن راچو ساز طوطیها
زبان به طعنه گشودند باز طوطیها
چوشغل غازچرانی شده است رسم ببین
در آمدند به اشکال غازطوطیها
کلاغها که به روی درختها دیدند
به قار و قار فتادند باز طوطیها
چراچنین شده رسم جهان که میخوانند
به جای دیگرمرغان به نازطوطیها
چه شدکه صوت خوش الحان خویش گم کردند
ونیست لهجه شان دلنواز طوطیها
پرنده گفت :به آواز ... هیس می دانی
که با کنایه بگویند و رازطوطیها
به هرزبان که بگویند بازآزادند
گرفته اند جــواز ِمجاز طوطیها
گشود لب به سخن مرغکی به گوشه باغ
زبان به طعنه گشودند باز طوطیها


نظرات () لینک مطلب