درانتظار ِ واقعه ها پیرشددلم
باری اسیر ِ پنجه تقدیرشد دلم
حیران ِوصل سربه بیابان وکوه ودشت
تادر «حرا»ی عشق ِ تو تفسیر شد دلم
گفتی که:«ازرگت به تو نزدیکترکـَسَم»
بنمـای رخ که ازدوجهان سیــرشد دلم
وندرکمند ِ خاطره زلفهای تو
آهوترین ِ حلقه زنجیر شد دلم
مائیم وحیرتی که به «سینا»ی عاشقی
درسینه محو ِ«آتش ِ تصویر » شددلم
تاسرکشیدجام ِ«انالحق»به شوق دوست
منصـــور ِ دار ِ حلقــــه تکفیــــرشددلم
«شبنم»،اگرکه صبح به خورشیدخنده زد
مبهـــوتِ آن ستـــاره شبگیـــر شد دلم
نکته:
ع-شبنم تخلص این حقیر است.
شما که غریبه نیستید
او خود می داند
دروغ
یاراستِ
تمام ِآنچه _ من _می گویم
وبرای همین است
که هنوز
چشم به راهم گذاشته است
درپشت ِپنجره ِانتظار
...
من یک دروغگویم
وچشمهام
ودلم این را می گویند
که
اگر جزاین بود
نوازش ِدستان ِنازنینش
پریشانی گیسوان ِمرا
شانه ای می شد
وسرو ِ قامت ِسبزش
سایه گستر ِایام پائیزیم
گل ِ نرگس ، گل ِ نرگس ، بهونه
دلـُم می گیره بَهـر ِت عاشقونه
نـــداره طاقــت ِدوری عزیـــزم
عجب رسمیست رسم این زمونه
***
نگهم غرق ِ سوال است اگر بگذارند
به تماشای تو ،لال است اگربگذارند
دلکــــی دارم هنـــگامه ناز
لای آن گیس ِشلال است اگربگذارند
عاشقـــی عارنباشـد به خدا
بلکه خودعین کمال است اگربگذارند
دیدن ِروی تو ای خوبترازآئینه
یک نظر،گاه حلال است اگر بگذارند
من ودل کنـدن ِازدوست خدا می داند
سخنی سخت محال است اگر بگذارند
به مناسبت هفته دفاع مقدس وتقدیم به شهداکه درهشت سال نوری ازهفت شهرعشق گذشتند:
شرمنده ازنگاه ِتوخورشیدمی شود
حیــران ِچشمهـای تو ناهید میشود
میخوانی ازبلندی گلدسته،شعر ِنور
درسینه، سبز، دانه توحید می شود
باخون ِسرخ ِتست که اینگونه باغ ِعشق
پُــرازنهـــال ِنورس ِامید می شود
آن لاله ای که رسته به ایوان ِانقلاب
تاریخ سـاز ِزنده جـاوید می شود
ازآسمـان ِسرخ وطن با طلوع ِتو
شب،ای ستاره سحرتبعیدمی شود
دردفتــر ِسپیـد ِزمان ازبرای ما
مضمون ِخاطرات ِتوتجدیدمی شود
چون شبنمی زلال،سحرگاه ِعاشقی
شرمنده ازنگاه ِتوخورشیدمی شود


نظرات () لینک مطلب