دوباره عشق دوباره سحر دوباره امید
دوباره شوق دوباره غـزل دوباره نوید
اگر که دست به دستم دهی دوباره شود
تمـــام زندگیـــم پر زلحظه های سپیــد
بیاکه باهم ازاین کوچه بگذریم به شوق
چو مـــژده داده دلم موسم بهــــاررسید
بیــــا که باغ صـــلا می دهد بهـــار بیا
بیـــا چکاوک زیبا بخــوان ترانه عیــــد
این جمعه هم نیامدی آقا چــرا بگو؟
سوگنـدمی دهم به خــدا باصفـا بگو
این جمعه هم نیامدی آقا دلم شکست
ماندم غریب عاشق وتنهادلم شکست
این جمعه هم نیامدی دیوانه شد دلم
از خویشتن بریدم و بیگانه شد دلم
این جمعه هم نیامدی آقا سکوت بود
سهم دودست خالی من هم قنوت بود
این جمعه هم نیا مدی آقا نجیب ناز !
دردستهام هدیه کنی سرخ سیب ناز
پر دستهای خواهشم از التماس بود
آقا ببخــش ارچه دلــم ناسپــاس بود
آقا ببخــش کاستی ازمــن هـــر آنچه هست
این هدیه ام زخوشه وخرمن هرآنچه هست
گندم که نیست،هست پرازجوجوال من
شرمنــده ام بیا ونظـــر کن به حال من
این جمعه هم نیامــدی آقا گناه من
پیداست هم زوسعت اندوه وآه من
.....................
جوال :یک نوع گونی که غلات رو درون آن ذخیره می کنند
باغبان گل که در بر منی
مهربان من تومــادر منی
می تراود از لبان تو بهار
ابر رحمتی که برسرمنی
آیه آیه خوانده ام تراکه چون
سوره ای که زیب دفترمنی
شاهکار شعـر دفتـر خدا
خوانده ام ترا توازبرمنی
شب، شبی دیر پا ودل من
مست رویای دیرینه عشق
می خرامد خیالم به کنجی
تانهد سرروی سینه عشق
شب، شبی دیرپا ونگاهم
پنجـره را شکافد به آهی
شاید از آسمان دلی شاد
سرکشد دربرم مهروماهی
شب، شبی دیر پا وخیالم
بال بگشوده تا مرز دیدار
مرغ شب میدهدناله راسر
می شود باصدایش دل،آوار
شب، شبی دیرپا و زمستان
لابه لای نگاهم خزیده است
برف می باردودانه ای برف
روی مژگان ما،هم چکیده است
از پیچ کوچه
می گذرم
لبخندی ملیح
درقاب پنجره ای
تصویر می شود
ودل
می رود
به فراسوها
برباد
باشلال گیسوها


نظرات () لینک مطلب